معنی تهجیع
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) فرا خواب کردن. (تاج المصادر بیهقی). نیک خواب کردن و خوابانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تنویم. (اقرب الموارد). رجوع به تنویم شود.
کلمات همقافیه با «تهجیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر