معنی تهام
4 بازدید
[ تَ ] (ع ص) رجل تهام؛ منسوب به تهامة؛ یعنی از اهل مکه. ج، تهامون. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).[ تِ ] (اِخ) وادئی است به یمامة. (منتهی الارب) (مراصد الاطلاع) (از معجم البلدان).[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان لفمجان است که در بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع است و ۱۷۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «تهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر