معنی تن اردشیر
7 بازدید
[ تَ اَ دَ ] (اِخ) شهری است بحری و آن این چنین خوانند که دیوارش بر تن مردم نهاد یک جمینه گل بود و دیگر از تن مردم و پارس و سواد و مداین جماعت که بر ایشان عاصی شده بود و بر ایشان خشم گرفته بود. (مجمل التواریخ والقصص چ بهار ص ۶۲).
کلمات همقافیه با «تن اردشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر