معنی تنگین
5 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) تنگ. ضیق. (فرهنگ فارسی معین): تا نیفتد بانگ نفخش این طرف تا دهد آن گوهر از تنگین صدف.مولوی.
کلمات همقافیه با «تنگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر