معنی تنگگیر
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) ممسک و کم خرج و کسی که فشار سخت دهد. (از ناظم الاطباء). سخت گیر: معطب؛ مرد تنگ گیر بر عیال. مقتر، قاتر؛ تنگ گیر بر عیال و غیره. (منتهی الارب از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || بخیل. || تنگ دست. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تنگگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر