معنی تنگمیخ کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) (اصطلاح نجاری) چوب و الوار را بر روی هم چیده و از اطراف به میخ استوار کردن تا بی تابی بخشکد و سپس برای بکار بردن در و پنجره و امثال آن بکار برند. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تنگمیخ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر