معنی تنگسالی
5 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) خشکسالی. قحط. کمیابی و گرانی ارزاق. (فرهنگ فارسی معین). تنگی و کمیابی و قحط و قحطی. (ناظم الاطباء). رجوع به تنگسال و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگسالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر