معنی تنگسار
6 بازدید
[ تَ ] (اِ) بمعنی فسخ است و فسخ در لغت بمعنی ضعف و جهل و فساد رأی و نقصان عقل باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || و به اصطلاح اهل تناسخ آنست که چیزی را دو مرتبه تزلزل واقع شود چنانکه روح انسانی به صورت حیوان دیگر جلوه نماید و آنرا بگذارد و بصورت نبات چمن پیرا شود. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). از فرهنگ دساتیر نقل شد. (انجمن آرا). از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. و رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۴۰ شود.
کلمات همقافیه با «تنگسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر