معنی تنگباری کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) دیرپذیری کردن. به سختی بار دادن کسی را: فراخ از ذکای تو شد آن معانی که با فهم ها می کند تنگباری. رضی الدین نیشابوری. رجوع به تنگباری و تنگبار و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنگباری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر