معنی تنکوت
5 بازدید
[ تَ ] (اِخ) تنکت : دیگر از ناحیت تنکوت از موضعی که آن را قراتاهی گویند. (جهانگشای جوینی). و رجوع به تاریخ جهانگشای ج ۱ ص ۱۵، ۲۳، ۴۲، ۵۱، ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۲، ۱۵۴، ۱۸۱ و ۲۱۱ و تنکت شود.
کلمات همقافیه با «تنکوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر