معنی تنکابنی
6 بازدید
[ تَ بُ / تُ بُ ] (اِخ) محمدبن محمدبن میرزا سلیمان بن محمد رفیع بن عبدالمطلب تنکابنی العجمی الشیعی. او راست: اسرارالمصائب. اکلیل المصائب. انیس الذاکرین. بحرالبکا. بدیع الاحکام. شرح شرائع الاسلام فی فقه الشیعه. تذکرةالعلماء. توشیح التفسیر. حدیقةالجعفریة. زادالمسافرین. سلالیم اللغة. الصراطالمستقیم. قصص العلماء. کنزالالغاز. لسان الصدق فی الاصول. مجمع المصائب. مذکرالاخوان. مشکلات العلوم. معین البکاء. مواردالاصول. مواعظالمتقین. (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۳۹۲). کتاب معروف وی قصص العلماء، کتابی است در شرح حال علماء شیعهٔ امامیه و کراراً به چاپ رسیده است.[ تَ بُ / تُ بُ ] (اِخ) محمد مؤمن بن محمد زمان الحسینی التنکابنی الدیلمی. طبیب شیعه، متوفی در حدود سال ۱۱۱۰ هـ . ق. او راست: تحفةالمؤلفین، به فارسی در طب، مجلد بزرگی است که برای شاه سلیمان صفوی تألیف کرده است. (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۳۰۸). کتاب تحفةالمؤمنین که در لغتنامه «تحفهٔ حکیم مؤمن» ضبط می شود، متضمن گیاهان داروئی و فوائد آن و همچنین ادویهٔ مفرده و مرکبه است.[ تَ بُ / تُ بُ ] (اِخ) میرزا محمد طاهر. رجوع به طاهر تنکابنی شود.
کلمات همقافیه با «تنکابنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر