معنی تنکابن
6 بازدید
[ تَ بُ / تُ بُ ] (اِخ) نام ولایتی است از ولایت تبرستان بر طرف رستمدار که نور و کجور باشد و در قدیم الایام که افراسیاب بر منوچهر لشکر کشیده، منوچهر از راه لاریجان به آن حدود رفته عیال را در دزمور متحصن کرده از آب دریا نهری بریده خندق حصار را و آن محلی بوده در میانهٔ ونوشه ده و قریهٔ کنس و گویند آثار آن خندق سالها باقی بوده و شهر رویان را منوچهر بنیاد کرده که هنوز در کجور معروف است... حکیم مؤمن صاحب کتاب تحفةالمؤمنین از آنجا بوده است. (انجمن آرا). نام ولایتی از مازندران. نام منطقه ایست که فعلاً شهرستان شهسوار نامیده می شود... (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به مازندران رابینو و مجمل التواریخ گلستانه و مجمل التواریخ و القصص و مرآت البلدان ج ۱ و ص ۵۰۱ و تاریخ ایران باستان ج ۳ ص ۲۲۱۶ و ۲۶۴۰ و تذکرة الملوک چ ۲ ص ۸۳ و شهسوار در این لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تنکابن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر