معنی تنپک
5 بازدید
[ تُمْ پَ ] (اِ) دریچهٔ زرگری و صفاری باشد و آن قالبی است که چیزها از طلا و نقره و امثال آن در آن ریزند. (برهان) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). و به این معنی بتقدیم بای فارسی بر نون (تپنک) هم آمده است. (برهان). رجوع به تپنک شود. || دریچهٔ زین و طاق زین. (برهان). جناق زین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تنپک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پک» برای سرودن شعر