معنی تنپوش
7 بازدید
[ تَمْ ] (نف مرکب، اِ مرکب) که تن را پوشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). تنجامه. لباس. پوشاک. || خلعتی که شاهان دادندی از جامه هایی که خود آن را از پیش پوشیدندی. خلعتی که پادشاهان از جامه های پوشیدهٔ خود عطا کردندی و این گرامی تر از دیگر خلاع بود: یک ثوب سرداری ترمهٔ تن پوش مبارک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تنپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر