معنی تنوخی

معنی تنوخی

6 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب است به تنوخ که نام چند قبیله است. (از انساب سمعانی). رجوع به تنوخ و تنوخی (اِخ) شود.
[ تَ ] (اِخ) رجوع به ابوالقاسم تنوخی، علی بن محمدبن داودبن ابراهیم القاضی شود.
[ تَ ] (اِخ) رجوع به ابوالقاسم تنوخی، علی بن محسن بن علی قاضی نحوی شود.
[ تَ ] (اِخ) رجوع به ابوعلی محسن بن ابی القاسم علی بن محمد... تنوخی شود.
[ تَ ] (اِخ) حسن بن عبداللََّه بن محمد... رجوع به حسن تنوخی شود.
[ تَ ] (اِخ) داودبن الهیثم بن اسحاق بن بهلول بن حسان بن سنان التنوخی الانباری الحنفی، مکنی به ابوسعید. وی در سال ۳۱۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: خلق الانسان. کتاب اللغة و النحو. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ص ۳۵۹).
[ تَ ] (اِخ) زین الدین ابوالبرکات المنجابن عثمان بن اسعدبن المنجابن برکات بن الموصل المعری الاصل الدمشقی المعروف بالتنوخی الاصولی الحنبلی. وی در سنهٔ ۶۹۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: تفسیرالقرآن (در چند مجلد). شرح المحصول (ناتمام). شرح المقنع فی فروع الحنابلة (در چهار مجلد). (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۴۷۲).
[ تَ ] (اِخ) (الامام...) زین الدین محمدبن محمدبن عمرو التنوخی، مکنی به ابوعبداللََّه. او راست: الاقصی القریب، در علم بیان. (از معجم المطبوعات).
[ تَ ] (اِخ) علی بن احمد العمرانی الموصلی المهندس الحاسب. در سال ۳۴۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: شرح کتاب الجبر و المقابلهٔ ابوکامل. کتاب الاختیارات. (از اسماء المؤلفین ج ۱ ص ۶۷۹).
[ تَ ] (اِخ) قاسم بن عیسی بن ناجی تنوخی. رجوع به قاسم بن عیسی شود.
[ تَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن منجا زین الدین التنوخی الدمشقی ثم البغدادی. وی در سال ۷۴۸ هـ . ق. درگذشت. او مردی ادیب بود. او راست: اقصی القرب فی صناعةالادب. (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۱۵۴).
[ تَ ] (اِخ) محمودبن محمد التنوخی. در سال ۷۲۳ هـ . ق. درگذشت. او راست: تهذیب التهذیب فی اللغة. نثر الدرر فی احادیث سید البشر صلی الله علیه و آله و سلم . (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۴۰۷).
[ تَ ] (اِخ) مفضل بن مسعودبن محمد التنوخی النحوی الفقیه الحنفی، مکنی به ابوالفرج. در سال ۳۹۰ هـ . ق. متولد شده و در سال ۴۴۲ درگذشت. او راست: البیان عن الفصل فی الاشربة بین الحلال و الحرام. التنبیه فی رد الشافعی فیما خالف النصوص. (از اسماء المؤلفین ج ۲ ص ۴۶۸).

کلمات هم‌قافیه با «تنوخی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید