معنی تنهاروی کردن
[ تَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) تک روی کردن : کند تنهاروی در کار خسرو به تنهائی خورد تیمار خسرو.نظامی.
کلمات همقافیه با «تنهاروی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر