معنی تنمس
[ تَ نَ مْ مُ ] (ع مص) پنهان شدن در خانهٔ صیاد. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || آمیخته و بهم شدن کار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تنمس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر