معنی تنقطار
7 بازدید
[ تُ قُ / قَ ] (اِ) پاسبان را گویند. || شمع باریک و بلندی را نیز گفته اند که از سر شب تا صباح بسوزد. (برهان) (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تنقطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر