معنی تنعم راندن
5 بازدید
[ تَ نَ عْ عُ دَ ] (مص مرکب) خوشگذرانی کردن. در ناز و نعمت زیستن. در آسایش و فراغ بال بسر بردن. خوش بودن در زندگی : سیه نامه چندان تنعم براند که در نامه جای نوشتن نماند.(بوستان). رجوع به تنعم و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنعم راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر