معنی تنسیل
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بیوکندن (بیفکندن) حیوان موی و پر و پشم. (تاج المصادر بیهقی). پروی (؟) بیفکندن حیوان. (زوزنی). پر و پشم و موی بیفکندن حیوان. (آنندراج). تولَک کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به نسل شود.
کلمات همقافیه با «تنسیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر