معنی تنسیق صفات
6 بازدید
[ تَ قِ صِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) عبارت است از آنکه متکلم موصوف واحد را صفات متعدد بیان نماید خواه به استقلال...: خداوند بخشندهٔ دستگیر کریم خطابخش پوزش پذیر. و خواه به اعتبار متعلقات...: یاقوت لبا لعل رخا غنچه دهانا شمشادقدا سیم برا آفت جانا.(از آنندراج). در فن بدیع عبارتست از ایراد صفات متعدد متوالی برای موصوفی واحد مانند این آیت: {/Bإِنََّا أَرْسَلْنََاکَ شََاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً `وَ دََاعِیاً إِلَی اَللََّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرََاجاً مُنِیراً۴-۱۸۳۳:۴۵-۴۶/} . (از کشاف اصطلاحات الفنون). در فن بدیع عبارت از ذکر چیزی است با صفات پی درپی خواه ستایش شود چون گفتهٔ خدای تعالی: و هو الغفور الودود ذوالعرش المجید... و یا نکوهش چنانکه گویند: زید الفاسق الفاجر اللعین السارق. (از تعریفات جرجانی). آنست که شاعر چند وصف مختلف بر پی یکدیگر دارد و یک چیز را چند صفت مختلف کند چنانکه مسعودسعد گفته است: جهانگیر شاهی عدوبند شیری صف آرای گردی سپه کش سواری. و عنصری گفته است: شاه گیتی خسرو لشکرکش لشکرشکن سایهٔ یزدان شه کشورده گیتی ستان. و چنانکه دیگری گفته است: زی من به سلام آمد آن شمسهٔ عالم آراسته و تازه و شاد و خوش و خرم از مشک برآکنده به گرد گل بر بار پیچ و گره و حلقجه و سلسله و خم. و آنچه عبدالواسع جبلی گفته است: که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر بنفشه موی و نرگس چشم و لاله روی و نسرین بر؟ هم از این قبیل است و نزدیک بدین معنی صنعتی است که آنرا سیاقةالاعداد خوانند... (المعجم فی معاییر اشعار العجم چ مدرس رضوی چ دانشگاه صص ۲۸۵-۲۸۶). و رجوع به سیاقةالاعداد و حدایق السحر و ترجمان البلاغهٔ رادویانی شود.
کلمات همقافیه با «تنسیق صفات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر