معنی تند گشتن
6 بازدید
[ تُ گَ تَ ] (مص مرکب) بخشم آمدن. غضب کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): ز کین تند گشت و برآمد ز جای ببالای جنگی درآورد پای. فردوسی (از لغت فرس اسدی). حقیقت ندانم چه گویی همی در این تند گشتن چه جویی همی. شمسی (یوسف و زلیخا).
کلمات همقافیه با «تند گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر