معنی تند و تیز
8 بازدید
[ تُ دُ ] (ص مرکب، از اتباع) تندتیز. (ناظم الاطباء). پرشتاب. سریع و پرحدت : که تند و تیز به دل بردن من آمده ای شتاب چیست به آتش گرفتن آمده ای. ابراهیم ادهم (از آنندراج) (بهار عجم). رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تند و تیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر