معنی تندروش
5 بازدید
[ تُ رَ وِ ] (ص مرکب) تیزرفتار. سریع الحرکه. تندرفتار. تندرو. پرتلاطم : چو کوه کوه در او موجهای تندروش چو پیل پیل نهنگان هول مردمخوار.فرخی. رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تندروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر