معنی تنخواه دادن
6 بازدید
[ تَ خوا / خا دَ ] (مص مرکب) پول دادن. مال دادن. برات دادن. وظیفه دادن : غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد. محمد قلی سلیم (از بهار عجم) (آنندراج). رجوع به تنخواه و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تنخواه دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر