معنی تنخواه
6 بازدید
[ تَ خوا / خا ] (اِ مرکب) پول نقد و زر و مال و دولت. (ناظم الاطباء). سرمایه و پول نقد و مال و ثروت. || مال و متاع. (فرهنگ فارسی معین). || منفعت از اراضی و مقرری از آنها. || برات به خزانه برای ادای وظیفه و مواجب و جیره و جز آن. (ناظم الاطباء). برات به خزانه برای تأدیهٔ حقوق و مقرریها. (فرهنگ فارسی معین). با لفظ کردن و دادن و گرفتن مستعمل است. (بهار عجم) (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به سازمان صفویه ص ۱۶۱ و ۱۶۲ و تذکرةالملوک چ ۲ و ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «تنخواه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر