معنی تنحومت
7 بازدید
[ ] (اِخ) (عزاداری) و او پدر یکی از رؤسایی بود که تحت اقتدار جدلیا بودند. (دوم پادشاهان ۲۵:۳۲. کتاب ارمیا ۴۰:۸) (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «تنحومت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر