معنی تنبل ساختن
6 بازدید
[ تَمْ بُ تَ ] (مص مرکب) حیله ساختن. مکر کردن. جادو کردن : گربزان شهر بر من تاختند من ندانستم چه تنبل ساختند.رودکی.
کلمات همقافیه با «تنبل ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر