معنی تنبلیت
4 بازدید
[ تَمْ بَ ] (اِ) بار اندک بود که بر زبر بار بزرگ ببندند و آن را تملیت نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری). همان تملیت است. (شرفنامهٔ منیری). || در بعضی فرهنگها تنگ بار مرقوم است. (فرهنگ جهانگیری). همان تملیت است بهر دو معنی. (فرهنگ رشیدی). رجوع به تملیت شود.
کلمات همقافیه با «تنبلیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر