معنی تنادم
5 بازدید
[ تَ دُ ] (ع مص) با همدیگر همنشینی کردن در مجلس شراب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تجالس بر شراب. (از اقرب الموارد). با یکدیگر ندیمی کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تنادم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر