معنی تنآسان کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) آسوده کردن. راحت کردن. فارغ ساختن : گنهکارگان را هراسان کنیم ستمدیدگان را تن آسان کنیم.فردوسی. رجوع به تن آسان شود.
کلمات همقافیه با «تنآسان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر