معنی تنآسا
6 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) تناسا و تناسان هر دو بمعنی آسوده تن و صحیح المزاج. (انجمن آرا) (آنندراج). تن آسا و تن آسای، کسی که همیشه خویشتن را پرورش می دهد و نوازش می کند. (ناظم الاطباء). تن آساینده. تن پرور. آسایش خواه : در او هرکه گویی تن آساتر است همو بیش با رنج و دردسر است. اسدی (گرشاسبنامه چ یغمائی ص ۱۱۷). رجوع به تن آسائی و تن آسای شود.
کلمات همقافیه با «تنآسا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سا» برای سرودن شعر