معنی تمنا کردن

معنی تمنا کردن

6 بازدید
[ تَ مَ نْ نا کَ دَ ] (مص مرکب) خواهش کردن و آرزو کردن. (ناظم الاطباء): بر پایهٔ علمی آی خوش خوش بر خیره مکن برتری تمنا.ناصرخسرو. بدگوهر لئیم ظفر... تمنای دیگر منازل کند که شایانی آن ندارد. (کلیله و دمنه چ قریب چ ۶ ص ۸۲). رصد عشق تو جهان بگرفت چون تمنا کنم گریغ از تو.خاقانی. تمنا می کنم هر شب که چون یابم وصال تو از این خوشتر تمنایی نمی بینم نمی بینم. خاقانی. چون هم نفسی کنم تمنا بر آینه چشم برگمارم.خاقانی. دولت دنیا که تمنا کند با که وفا کرد که با ما کند.نظامی. می با جوانان خوردنم خاطر تمنا می کند تا کودکان در پی روند این پیر دردآشام را. سعدی. سعدی بقدر خویش تمنای وصل کن سیمرغ ما چه لایق زاغ آشیان تست. سعدی. یکی پیش شوریده حالی نوشت که دوزخ تمنا کنی یا بهشت. سعدی (بوستان). تمنا کند عارف پاکباز به دریوزه از خویشتن ترک آز. سعدی (بوستان). ملک را گفت درویش استوار آمد گفت از من تمنا بکن گفت آن همی خواهم که دگر باره زحمت من ندهی. (کلیات چ فروغی ص ۴۶). سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد. حافظ. برتو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی.حافظ. مردم از عشق، مراد دو جهان می جستند صائب از عشق همان عشق تمنا می کرد. صائب (از آنندراج). هرچه میخواهد دلم زین در تمنا می کنم خاطرم جمع است میدانم که صاحبخانه کیست. مختار بیک اسیری (ایضاً). توان چو اره تمنای دست بوسش کرد اگر چو گرد بر او بود دو سر ما را. سیفی (ایضاً). رجوع به تمنا و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تمنا کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید