معنی تمسکات
5 بازدید
[ تَ مَ سْ سُ ] (اِ) جِ تمسک، اسناد و دستاویزها و حجت ها و ترده ها. (ناظم الاطباء): ز پرسش گنهم روز حشر آخر شد تمسکات گناهان خلق پاره کنند. شایسته خان بن آصف (از آنندراج). رجوع به تمسک و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تمسکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر