معنی تمجمج کردن
4 بازدید
[ تَ مَ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) کلمات را نامفهوم و جویده جویده ادا کردن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «تمجمج کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر