معنی تمامدان
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) دانای کامل. تمام خرد: بود از ندمای شه جوانی در هر هنری تمام دانی.نظامی. رجوع به تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تمامدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر