معنی تمامخرد
5 بازدید
[ تَ خِ رَ ] (ص مرکب) دانای کامل. پرخرد. که خردش کامل و بی نقص باشد: و هر مرد که بر این جمله باشد... آن مرد را فاضل و کامل و تمام خرد خواندن رواست. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «تمامخرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر