معنی تماماً
6 بازدید
[ تَ مَن ] (ع ق) کاملاً و بتمامه و همگی و بدون باقی. (ناظم الاطباء). یکسر. یکسره. یک رهه. همه رهه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). تمامی. رجوع به تمامی و تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تماماً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر