معنی تماثیل

معنی تماثیل

6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) جِ تمثال. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تصاویر و اصنام. (غیاث اللغات) (آنندراج): ز بهر آن بت، بتخانه ای بنا کردند به صدهزار تماثیل و صدهزار صور.فرخی. نقش و تماثیل برانگیختند از دل خاک و دو رخ کوهسار.منوچهری. و آنجا (غار ابراهیم به بیت المقدس) عجایب بسیار است که دیوان کرده اند از بهر سلیمان علیه السلام، از محرابها و تماثیلها و چیزهای شگفت. (مجمل التواریخ و القصص). پدید کرد تصاویر مانی، ابر و زمین برآورید تماثیل آزر، آتش و آب.سنائی. من از غصه رنجور و از خواب مست که ناگه تماثیل برداشت دست. سعدی (بوستان). - تماثیل شطرنج؛ مهره های آن : و یجلب من کشمیر بلور اما قطاع غیر منحوته و اما منحوت منها اوان و اقداح و تماثیل الشطرنج و کلاب النرد. (الجماهر بیرونی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || بمعنی فرمانهای پادشاهی نیز آمده. (غیاث اللغات) (آنندراج). || (اِخ) نام کواکب صورت شمالی موسوم به جاثی علی رکبتیه است. (مفاتیح، یادداشت ایضاً).

کلمات هم‌قافیه با «تماثیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید