معنی تلین
5 بازدید
[ تَ لَ یْ یُ ] (ع مص) نرمی کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). چاپلوسی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نرم گشتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ضد تخشن. (اقرب الموارد).[ تِ لْ لی ] (اِ) نامی است که در ارسباران (قره داغ) به دو نوع افرا دهند. و آن را در نور و کجور کرب و در کلارستاق کرف... میخوانند. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ۲ ص ۲۰۷ و کرب شود.
کلمات همقافیه با «تلین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر