معنی تلویم
8 بازدید
[ تَ لْ ] (ع مص) مبالغهٔ لوم. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). سخت نکوهیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ملامت کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || در بیت زیر کنایه از تقصیر و گناه است : صد هزاران طفل بی تلویم را کشت او تا یابد ابراهیم را. مولوی (مثنوی چ نیکلسن دفتر ۶ ص ۵۵۳). || لام نوشتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تلویم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر