معنی تلوک
6 بازدید
[ تُ ] (اِ) نشانهٔ تیر. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (فرهنگ رشیدی) (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). که به عربی هدف خوانند. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهٔ منیری). هدف و نشانهٔ تیر. (ناظم الاطباء). || ظرف و صراحیی که آن را بصورت شیر و گاو و حیوانات دیگر ساخته باشند و بدان شراب خورند. (برهان) (آنندراج). آوند شرابخواری که بصورت شیر و گاو و دیگر جانوران باشد. (ناظم الاطباء). بمعنی تلوک است. (اوبهی). همان تلوک است که به اختلاف گفته اند و در پلوک اصح آن نگاشته شد. (انجمن آرا). رجوع به پلوک شود.[ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیشه است که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و ۶۶۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «تلوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر