معنی تلوم
3 بازدید
[ تَ لَ وْ وُ ] (ع مص) درنگ کردن و چشم داشتن. (تاج المصادر بیهقی). انتظار و درنگ کردن در کاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) درنگی و نگرانی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): جان و دل اعدات چو دو کفهٔ میزان مملو شده از سنگ غم و بار تلوم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «تلوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر