معنی تلمبار
6 بازدید
[ تِ لِ / تَ لَ ] (اِ) بنایی از چوب دارای چند طبقه ولی ارتفاع یک طبقه بیش از نیم ذرع نیست. در فرش هر طبقه برگ توت ریخته کرم ابریشم را روی آنها پرورش میکنند. اصلاً این لفظ اصطلاح اهل گیلان است و اکنون در تهران هم استعمال میشود. (فرهنگ نظام). اطاقی دراز که بام آن گالی پوش است و در آن کرم ابریشم را پرورش دهند. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به تلیبار شود. || هر چیزی که رویهم ریخته و انبار شده باشد. (فرهنگ فارسی معین).[ ] (اِخ) در ذیل جامع التواریخ رشیدی چ بیانی ص ۱۶۲ ۱۶۳، ۱۶۴، ۱۶۶، ۱۶۷ و ۱۶۹، این کلمه آمده و چنین برمی آید که باید ناحیه ای میان سلطانیه و همدان و تبریز باشد.
کلمات همقافیه با «تلمبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر