معنی تلبیس

معنی واژه تلبیس

8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) درآمیختن و پنهان داشتن مکر و عیب از کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پوشیدن حقیقت و اظهار خلاف ماهیت چیزی. (از تعریفات جرجانی). || (اِ) فریب و حیله و مکر و تزویر و کذب و دروغ و خدعه و ریا و غدر و آلایش و فساد و تکذیب و ناراستی و اغتشاش. (ناظم الاطباء): نه ستم رفته بمن زو، و نه تلبیسی که مرا رشته نتاند تافت ابلیسی.منوچهری. ای گراینده سوی این تلبیس شعر من سوی تو چکار آید.ناصرخسرو. یکی سخنت بپرسم به رمز، بی تلبیس که آن برون برد از دل خیانت و پیسی. ناصرخسرو. به تلبیس دست ابلیس فروبستی و به ترفند پای دیو در بند کردی. (سندبادنامه ص ۲۳۸). به تلبیس آن توانی خورد از این راه کز آن طبل دریده خورد روباه.نظامی. موی به تلبیس سیه کرده گیر راست نخواهد شدن این پشت کوز. (گلستان). یکی مال مردم به تلبیس خورد چو برخاست لعنت بر ابلیس کرد.(بوستان). به تلبیس ابلیس در چاه رفت که نتوان از این خوبتر راه رفت.(بوستان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید