جلال‌الدین محمد بلخی

جلال‌الدین محمد...

جلال‌الدین محمد بلخی

مولانا

دنبال کننده 2

صفحه شخصی

تلبیسِ وزیر، با نصارا

1
پس بگویم من به سِرّ نصرانی‌امای خدایِ رازدان ،می‌دانی‌ام
2
شاه، واقف گشت، از ایمانِ منوز تعصّب کرد قصدِ جانِ من
3
خواستم تا دین، ز شه پنهان کُنمآنکه دین اوست، ظاهر آن کُنم
4
شاه، بُویی بُرد از اسرارِ منمتّهم شد پیش شه، گفتارِ من
5
گفت :گفتِ تو چو در نان، سوزن استاز دلِ من، تا دل تو رَوزِن است
6
من از آن روزن بدیدم حالِ توحالِ تو دیدم، ننوشم قالِ تو
7
گر نبودی جانِ عیسی چاره‌اماو جُهودانه بکردی پاره‌ام
8
بهرِ عیسی جان سپارم، سَر دَهَمصد هزاران منّتش بر خود نَهَم
9
جان دریغم نیست از عیسی، ولیکواقفم بر علمِ دینش نیک‌ِ نیک
10
حیف می‌آمد مرا کآن دینِ پاکدرمیان جاهلان گردد هلاک
11
شکر ایزد را و عیسی را که ماگشته‌ایم آن کیشِ حق را رهنما
12
از جُهود و از جُهودی رَسته‌ایمتا به زُنّاری، میان را بسته‌ایم
13
دَوْر دَوْرِ عیسیَ است، ای مردمانبشنوید اسرارِ کیشِ او به جان
14
کرد با وَی شاه، آن کاری که گفتخلق، اندر کارِ اون مانده شِگُفت
15
راند او را جانبِ نَصرانیانکرد در دعوت، شروع او بعد از آن
+
+
کلمات کلیدی
#شاعران قرن هفتم
+
بر مبنای نسخه مُصَحَّحِ نیکلسون

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

بحر: رمل مسدّس محذوف

۱. پس بگویم من به سِرّ نصرانی‌ام / ای خدایِ رازدان ،می‌دانی‌ام

قافیه: نصرانی‌ام، می‌دانی‌ام (حروف قافیه: «ـان» در «نصران» و «دان»)

ردیف: ـی‌ام

معنی شعر: وزیر گفت: نقشه این است که به ترساها بگویم من در باطن و پنهانی مسیحی‌ام؛ ای خدای آگاه بر رازها، تو خود گواهی و حال مرا می‌دانی.

آرایه‌های ادبی:

  • مراعات نظیر میان «سِرّ» و «رازدان»

  • اشتقاق میان «سِرّ»، «نصرانی» (تناسب لفظی) و «رازدان»

  • کنایه: «به سِرّ بودن» کنایه از تقیه، پنهان‌کاری و ایمان باطنی

  • واج‌آرایی صامت «ن»

۲. شاه، واقف گشت، از ایمانِ من / وز تعصّب کرد قصدِ جانِ من

قافیه: ایمانِ من، جانِ من (حروف قافیه: «ـان»)

ردیف: من

معنی شعر: به آنان خواهم گفت: پادشاه از ایمان پنهانی‌ام باخبر شد و از سر لجاجت و خشک‌اندیشی، آهنگ کشتن مرا کرد.

آرایه‌های ادبی:

  • مراعات نظیر میان «ایمان»، «تعصب» و «قصدِ جان»

  • کنایه: «قصد جان کردن» کنایه از عزم جزم بر قتل و نابودی

  • جناس لاحق میان «ایمان» و «جان»

۳. خواستم تا دین، ز شه پنهان کُنم / آنکه دین اوست، ظاهر آن کُنم

قافیه: پنهان کنم، آن کنم (حروف قافیه: «ـان»)

ردیف: کنم

معنی شعر: می‌خواستم باور راستینم را از شاه مخفی بدارم و همان آیینی را که او بدان معتقد است به دورویی آشکار سازم.

آرایه‌های ادبی:

  • تضاد و طباق میان «پنهان» و «ظاهر»

  • مراعات نظیر میان «دین»، «پنهان» و «ظاهر»

  • تکرار ضمیر «آن»

۴. شاه، بُویی بُرد از اسرارِ من / متّهم شد پیش شه، گفتارِ من

قافیه: اسرارِ من، گفتارِ من (حروف قافیه: «ـار»)

ردیف: من

معنی شعر: اما پادشاه به رازهای نهانم پی برد و سخنان و تظاهرم در پیشگاه او دروغین و مشکوک جلوه کرد.

آرایه‌های ادبی:

  • کنایه: «بو بردن» کنایه از آگاه شدن، پی بردن و کشف راز پنهان

  • مراعات نظیر میان «اسرار»، «متهم» و «گفتار»

  • جناس لاحق میان «اسرار» و «گفتار»

۵. گفت :گفتِ تو چو در نان، سوزن است / از دلِ من، تا دل تو رَوزِن است

قافیه: سوزن است، روزن است (حروف قافیه: «ـوزَن»)

ردیف: است

معنی شعر: شاه به من گفت: کلام ریایی تو مانند پنهان کردن سوزن در لقمه نان است که دل را می‌خراشد و رسوا می‌شود؛ چراکه میان دل من و دل تو پنجره‌ای باطنی گشوده است.

آرایه‌های ادبی:

  • تشبیه تمثیلی: «گفتِ تو» به «سوزن در نان» تشبیه شده (آمیختن مکر در کلام که پوشانده نمی‌ماند)

  • ارسال‌المثل در مصراع دوم: «از دل به دل روزن/راه است»

  • استعارهٔ مصرحه: «روزن» استعاره از شهود، آگاهی درونی و پیوند قلبی

  • جناس مطرف میان «سوزن» و «روزن»

  • اشتقاق میان «گفت» (فعل) و «گفت» (اسم مصدر)

۶. من از آن روزن بدیدم حالِ تو / حالِ تو دیدم، ننوشم قالِ تو

قافیه: حالِ تو، قالِ تو (حروف قافیه: «ـال»)

ردیف: تو

معنی شعر: من از دریچهٔ آن روزن باطنی، حقیقت درونت را دیدم؛ وقتی حقیقت حالت را دیده‌‌ام، سخنان و ادعاهای زبانت را باور نمی‌کنم.

آرایه‌های ادبی:

  • تضاد و تقابل مشهور عرفانی میان «حال» (حقیقت و باطن) و «قال» (حرف و ادعای ظاهر)

  • جناس لاحق میان «حال» و «قال»

  • استعارهٔ مکنیه: «نَنوشیدنِ قال» (سخن به نوشیدنی گوارایی مانند شده که شاه از نوشیدنش سر باز می‌زند؛ کنایه از نپذیرفتن و باور نکردن)

  • تکرار ترکیب «حالِ تو»

۷. گر نبودی جانِ عیسی چاره‌ام / او جُهودانه بکردی پاره‌ام

قافیه: چاره‌ام، پاره‌ام (حروف قافیه: «ـار»)

ردیف: ـه‌ام

معنی شعر: اگر عنایت و توجه روحانی حضرت عیسی پناه و یاورم نمی‌شد، شاه با خوی کینه‌توز و بی‌رحم یهودی‌اش مرا تکه‌تکه می‌کرد.

آرایه‌های ادبی:

  • مراعات نظیر میان «عیسی»، «چاره»، «جهودانه» و «پاره کردن»

  • کنایه: «پاره‌پاره کردن» کنایه از شکنجهٔ سخت، مثله کردن و کشتن فجیع

  • قید صفت‌ساز «جهودانه» (کنایه از رفتار سرشار از قساوت و تعصب)

  • جناس مطرف میان «چاره» و «پاره»

۸. بهرِ عیسی جان سپارم، سَر دَهَم / صد هزاران منّتش بر خود نَهَم

قافیه: سر دهم، خود نهم (حروف قافیه: «ـَر» و «ـُد» با اشتراک در حرف روی «ـَد» / واژگان قافیه: «سَر» و «بَر»)

ردیف: دهم / نهم (قافیهٔ آوایی و موازی با تغییر صامت آغازین فعل)

معنی شعر: در راه آیین عیسی حاضرم جانم را فدا کنم و سرم را ببازم و با کمال میل، هزاران منتِ این جان‌فشانی را بر گردن خویش بگذارم.

آرایه‌های ادبی:

  • کنایه: «جان سپردن» و «سر دادن» کنایه از شهادت و فداکاری تمام‌عیار

  • اغراق در عبارت «صد هزاران منت»

  • مراعات نظیر میان «جان»، «سر» و «عیسی»

  • جناس خط میان «دهم» و «نهم»

۹. جان دریغم نیست از عیسی، ولیک / واقفم بر علمِ دینش نیک‌‌ِ نیک

قافیه: ولیک، نیکِ نیک (حروف قافیه: «ـیک»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: از جانبازی در راه عیسی هیچ پروایی ندارم، اما اندوهم از آن است که من بر اسرار و معارف آیین او بسیار دانا و آگاهم.

آرایه‌های ادبی:

  • کنایه: «جان دریغ نداشتن» کنایه از آمادگی کامل برای ایثار و فداکاری

  • تکرار واژهٔ «نیک» در ترکیب تأکیدی «نیکِ نیک» (بسیار خوب و کامل)

  • مراعات نظیر میان «عیسی»، «واقف»، «علم» و «دین»

۱۰. حیف می‌آمد مرا کآن دینِ پاک / درمیان جاهلان گردد هلاک

قافیه: پاک، هلاک (حروف قافیه: «ـاک»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: بر من بسیار گران و دردناک بود که این شریعت پاکیزه، در میان نادانان و نااهلان تباه شود و از میان برود.

آرایه‌های ادبی:

  • تضاد مفهومی میان «دینِ پاک» (قداست) و «هلاک در میان جاهلان» (تباهی)

  • مراعات نظیر میان «حیف»، «دین»، «جاهلان» و «هلاک»

  • کنایه: «حیف آمدن» کنایه از حسرت، دریغ و تأسف شدید

۱۱. شکر ایزد را و عیسی را که ما / گشته‌ایم آن کیشِ حق را رهنما

قافیه: ما، رهنما (حروف قافیه: مصوت بلند «ـا»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: سپاس خداوند و درود بر عیسی را که ما را پیشوا، آموزگار و راهنمای این آیین راستین قرار داده‌اند.

آرایه‌های ادبی:

  • مراعات نظیر میان «شکر»، «ایزد»، «عیسی»، «کیش» و «رهنما»

  • کنایه: «رهنما گشتن» کنایه از هدایتگری، پیشوایی و استادی معنوی

  • ادای شکر و تحمیدیه در مصراع اول

۱۲. از جُهود و از جُهودی رَسته‌ایم / تا به زُنّاری، میان را بسته‌ایم

قافیه: رسته‌ایم، بسته‌ایم (حروف قافیه: «ـَست»)

ردیف: ـه‌ایم

معنی شعر: از بند یهودیت و خواریِ آن تعصب‌ها رهایی یافتیم، از آن زمان که با پوشیدن زنّار (کمربند مسیحیان)، کمرِ همت و وفاداری به عیسی بستیم.

آرایه‌های ادبی:

  • اشتقاق میان «جهود» و «جهودی»

  • کنایه: «زنّار بر میان بستن» کنایه از علنی ساختن سرسپردگی و پیوستن به آیین نصرانی

  • کنایه: «میان بستن» کنایه از کمر همت بستن و وفادار ماندن

  • جناس لاحق میان «رسته‌ایم» و «بسته‌ایم»

۱۳. دَوْر دَوْرِ عیسیَ است، ای مردمان / بشنوید اسرارِ کیشِ او به جان

قافیه: مردمان، جان (حروف قافیه: «ـان»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: ای مردم، اینک روزگار و نوبتِ شریعت عیسی فرارسیده است؛ رازهای آیین او را با گوشِ جان و از سر صدق بشنوید.

آرایه‌های ادبی:

  • تکرار واژهٔ «دَور»

  • کنایه: «شنیدن به جان» کنایه از پذیرش عمیق، قلبی و با تمام وجود

  • مراعات نظیر میان «عیسی»، «مردمان»، «شنیدن» و «کیش»

  • جناس لاحق میان «مردمان» و «جان»

۱۴. کرد با وَی شاه، آن کاری که گفت / خلق، اندر کارِ او مانده شِگُفت

قافیه: گفت، شگفت (حروف قافیه: «ـِفت» / «ـُفت»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: پادشاه دقیقاً همان شکنجه و مثله کردنی را که خودِ وزیر طراحی کرده بود با او انجام داد، به‌گونه‌ای که مردم از این واقعه در حیرت و تعجب فرورفتند.

آرایه‌های ادبی:

  • جناس خط میان «گفت» و «شگفت»

  • کنایه: «اندر کاری شگفت ماندن» کنایه از حیرت‌زدگی و مات و مبهوت شدن

  • اشتقاق مفهومی میان «کار» و «کاری»

۱۵. راند او را جانبِ نَصرانیان / کرد در دعوت، شروع او بعد از آن

قافیه: نصرانیان، بعد از آن (حروف قافیه: «ـان»)

ردیف: ندارد

معنی شعر: شاه او را به سوی سرزمین مسیحیان تبعید کرد؛ و وزیر مکار پس از آن، تبلیغِ منافقانه و دعوت فریب‌کارانهٔ خویش را آغاز نمود.

آرایه‌های ادبی:

  • مراعات نظیر میان «نصرانیان» و «دعوت»

  • کنایه: «راندن جانب کسی» کنایه از تبعید کردن و روانه ساختن

  • جناس لاحق میان «نصرانیان» و «آن»

قسمت نظرات برای این شعر غیر فعال است.
هدیه دادن شعر «تلبیسِ وزیر، با نصارا»

یکی از دوستان خود را برای خواندن این شعر زیبا دعوت کنید.

شما هنوز کسی را دنبال نکرده‌اید یا دنبال‌کننده‌ای ندارید.

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید