معنی تلافیف
7 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) گیاهی درهم پیچیده، یقال: هذا تلافیف من عشب؛ ای نبات ملتف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نیک درپیچیدنها (غیاث اللغات). گیاهی درهم پیچیده و نیک درپیچیدنها. (آنندراج). این جمع تلفیف است. (آنندراج) (غیاث اللغات). - تلافیف الامعاء؛ درپیچیدگی امعاء: تلافیف الامعاء عبارة عن التفافها، یقال: فی ارض بنی فلان، تلافیف من عشب؛ ای نبات ملتف. (بحر الجواهر، از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): - تلافیف مغز؛ انعطافها ضخیمند که بمیان هم قرار گرفته سطح مغز را پوشانیده اند و برای هریک یک قاعده یا کنارهٔ ملصق یا کنار آزادی قائل شده اند. (تشریح میرزاعلی ص ۷۹۱). سطح بیرونی قشر نیم کره های مغز بوسیله شیارهای بسیاری به قطعه ها و شکنج ها تقسیم شده است، شیارهای عمیق قطعات مغز را محدود می سازند و شیارهای کم عمق هر قطعه را به چند شکنج تقسیم می کنند. شکنج ها و قطعات غالباً بوسیلهٔ چینی بنام چین ارتباطی با یکدیگر ارتباط دارند. ناهمواریهای مغز در اثر نمو سطح بیرونی آن است که نسبت به نمو سطح درونی جمجمه زیادتر است... (کالبدشکافی - تشریح عملی سر و گردن -تألیف دکتر کیهان صص ۲۱۸). رجوع بهمین کتاب صص ۲۱۸-۲۳۱ شود.
کلمات همقافیه با «تلافیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر