معنی تقییظ
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بسنده بودن چیزی گرمای تابستان را. (زوزنی). بسند آمدن چیزی کسی را به گرمای تابستان. || در تابستان بجایی اقامت کردن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || رسیدن باران تابستان بکسی. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تقییظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یظ» برای سرودن شعر