معنی تقویت کردن
6 بازدید
[ تَ وِ یَ کَ دَ ] (مص مرکب) نیرو دادن. توانا کردن. قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان). گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری. سعدی. رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تقویت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر