معنی تقویت
5 بازدید
[ تَ وِ یَ ] (ع مص) تقویه. استواری و زورآوری و قوت و استحکام و پشتی و یاری و امداد و اعتماد و تسلی و دلاسایی. (ناظم الاطباء). نیرومند کردن. نیرو دادن. نیرو بخشیدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توانایی دادن و توانا کردن : بی تربیت طبیب رنجورم بی تقویت علاج بیمارم.مسعودسعد. جان را و مغز را ز گل و باده قوتست شاید کنون که تقویت مغز و جان کنی. مسعودسعد. آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و تقویت مظلومان... حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه). خاقانیا به تقویت دوست دل مبند وز غصهٔ نکایت دشمن جگر مسوز.خاقانی. مسلمان به صدق آمین بگوئید که آمین تقویت باشد دعا را.سعدی. رجوع به تقویة و ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «تقویت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر